اندیشه ی زمانی

خرید بک لینک

زمانیکه انسان خودرا در دنیا می یابد شاید کودکی باشد که به دنبال وسیله ای برای چنگ زدن و ایستادن است و شایدهم نوجوانی که به آرزوهای خود تکیه کرده است وآنقدر در آنها غرق میشود که گاهی احساس میکند همه چیز رخ داده است ، شاید جوانی بالغ باشد و دریابد که هیچ از زندگی دریافت نکرده است و باید زندگی کند، حتی انسان در مواجهه با فهم دنیا و رابطه ها میتواند فردی فرتوت باشد که آگاه است به اینکه زمان آن فرا رسیده است تا آرزوهای باقی خود را در صندوقچه بگذارد و درب آنرا محکم ببندد و تا آخرین اندیشه ی زمانی خود به آنچه جامه ی عمل پوشانده است فکرکند.

شاید آدمی خود را در این مواجهه تنها نیابد واو مسؤل رشد و تفکر و درک روابط آدمیان دیگر باشد چرا که هر آنی که رخ میدهد وابسته به این روابط است. زمانیکه انسان غرق در آرزوهای خود به آنچه رخ داده است و موعود رخداد دارد می اندیشد آنچه در نظر می آید همان خویشاوندان با ادراک های متفاوتشان هست و پیوسته این روحیه ی خدمت در آدمی وجود دارد و اگرآدمی در بندیک برنامه ی توصیه شده جامع برای ادامه حیات و حتی شروع حیات باشد میزان تأثیرات متفاوت است.

آیا برنامه ای که توصیه کننده عمل میکند میتواند سایه صحت خود را بر نوع زیستن بیاندازد؟

تمامی توصیه های مکتوب و غیرمکتوب متفاوت برای انسان که مشمول تاریخ هم قرار گرفته اند (دین) میتواند ذهن آدمی را نظم دهد برای درک یک چیز معین از تمامی ادراک هایش و عمل کردن آنچه تنها در آن حیطه جای میگیرد و تفکر کردن از جانب او خاص آن باب است، هرچقدر هم آدمی پایبند به این برنامه باشد باز هم در اعماق وجود خود از درک صحت آن عاجز است و صرفا برای آن میزان محدود اراده ای که به دنبال این برنامه برای خود در نظر میگیرد به همان میزان نیز طعم زیستن را میچشد، اما گاهی این برنامه تنها یک توصیه کننده نیست بلکه هشداردهنده و بشارت دهنده نیز هست ، میپرسید چطور؟ آدمی با نگاه به فعل و انفعالات خود طبق میزان و شرایط عملکرد روی زندگی از طریق برنامه یا دین معین دچار احساسات و تنبیه و تشویق درونی میشود ، اگرتشویق صورت گیرد نشانگر این این است که این برنامه بشارت دهنده عمل کرده است ، بشارت خدمات و قرارگرفتن در شرایط نکوتر برای ادامه زیست و بشارت حیاتی جاوید بازهم درگیر برهه ی زمانی دیگر برای حفظ وابستگی انسان و اما اگرتنبیه صورت گیرد باز هم این برنامه روندی را در ادامه ی حیات او به نمایش میگذارد تا خارج از چارچوب عمل نکند و اگر رخ داد درصدد تصحیح آن پیرو همان توصیه ها برآید و آنچه به وضوح دیده میشود این کشش و وابستگی است و درایت و اراده و تفکر آدمی که نوع گرفته و محدود شده است.

اما اگر آدمی در وادی اندیشه زمانی قرارگیرد تا کجا تاب می آورد؟چه میزان ذهن گسترده او تحمل این همه پذیرش و محدود شدن را دارد؟آیا او پس از هر سختی و آزاری در تفکر و تلاش قرار گرفتن در شرایط مطلوب نیست؟ چه بسا بیننده ی وابستگی هایی عمیق هستیم که با قرا گرفتن در این وادی ازمیان رفته است و در انتها نه روابط کمی و نه کیفی و نه خونی هیچ یک آدمی را دربند نمیکند و تنها ملاک او برای درک زیستن رهایی از انواع بوده و کیفیت زندگی خویش است.تأثیر این روحیه ی انتقام در او که چرا باید ارادی تفکر کرد اما ارادی حضور نیافت و وهم اینکه شاید هم ارادی بوده است اورا تا ابد خشمگین نگه داشته و روحیه ای که دریافت میکند تنها توجه به کیفیت زندگی فردی بدون در نظر گرفتن روابط است و در انتها تنها خود را می یابد در کیفیات زیست خود و تنها عملکرد ارادی خود را تبیین میکند و در اندیشه عملکردی دیگر در جایی دیگر نیست و از خود میپرسد چقدر زیسته ام؟آیا کافی بوده است؟ آیا به تمام نیازهای ارادی ام پاسخ داده ام؟ کیفیتِ زیست تنها عامل و محرکه هر انسانی است که پا به وادی اندیشه زمانی میگذارد.

فرار بی فرجام...

ما را در سایت فرار بی فرجام دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 98 تاريخ: چهارشنبه 15 اسفند 1397 ساعت: 3:22

صفحه بندی